از یکم فروردین ۱۴۰۱، شعرهایی را به‌مناسبت نوروز و آغاز سال نو سروده‌ام که در اینجا، آنها را تقدیم شما می‌کنم. اگر عمری و توفیقی باشد، در سال‌های بعد نیز شعرهایی از این جنس را در ادامهٔ همین مطلب ارسال خواهم کرد؛ شعرهایی که حال‌وهوایشان، نیایشی است به درگاه خدای بهار، خدای بهارآفرین، خدای یگانه که جز او خدایی نیست!

✻✻✻

یکم فروردین ۱۴۰۱

یکِ یک آمد و باشد مبارک
چه روز و ماه و سالی شد، همه تک!

مبارک باشد امروز و همه سال
خجسته قرنِ تازه از هم‌اینک!

✻✻✻

یکم فروردین ۱۴۰۲

یکِ دو آمده از راه اینک
خدایا! هر دمش را کُن مبارک 

به حق امر کُن۱ ای خالق نور
تو ظلمت را کُن از این سرزمین دک!۲

✻✻✻

یکم فروردین ۱۴۰۳

یکِ سه آمد و باشد پُر از نور
به پایان آوَرَد این شامِ دِیْجور۳

شود ایران‌زمین چون باغِ فردوس
نباشد این‌چُنین روزی ز ما دور…!

✻✻✻

یکم فروردین ۱۴۰۴

یکِ چار آمده با لیلة‌القدر
که گوید اندکی دیگر تو کُن صبر

خدایی کآورَد از ره بهاران
بَرَد ظلمت، نشانَد نور بر صدر

▫️علی‌اکبر قزوینی


  1. اشاره به آیهٔ ۸۲ سورهٔ یس: إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ/ چون به چيزى اراده فرمايد، كارش اين بس كه می‌گويد: «باش!» پس [بی‌درنگ] موجود می‌شود. ↩︎
  2. دک کردن: در تداول، دور کردن کسی را به‌تدبیر. کاری کردن که از آنجا برود. بیرون کردن کسی را که وجودش مخلّ مقصود است با زرنگی. اخراج کردن به‌فن. به‌حیله بیرون کردن. او را به‌بهانه‌ای بیرون فرستادن. او را با زرنگی یا زور از جایی بیرون و روانه کردن. کلکش را کندن. ↩︎
  3. دیجور شبی را گویند که به‌غایت سیاه و تاریک باشد. شامِ دیجور ترکیبی وصفی است که این معنا را هر چه بیشتر تشدید می‌کند. (به‌امید رهایی از این شبِ تاریک و طولانی! به‌امید خدای بهار!) ↩︎