هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكُورًا 

آيا چنین نیست که زمانی طولانی بر انسان گذشت كه چيز قابل‌ذكری نبود؟!۱

بادهٔ قرآنی ۱۷: زمانی دراز سپری شد و آدمی چیزی نبود. اصلاً ذکر و یاد آدمی در عالم هستی نمی‌رفت؛ هرچند گوهر وجود او که همان نور محمدی است، اول چیزی است که خداوند خلق کرد. 

جهان به نور محمدی روشنی یافت، اما دوره‌های مختلفی با شرایط متفاوت در کائنات سپری شد تا سرانجام منظومهٔ شمسی در گوشه‌ای پَرت از عالَمی با بیش از دویست میلیارد کهکشان شکل گرفت. و سیاره‌ای در این منظومه ــ چونان گهواره‌ای ــ پذیرای گونه‌هایی از حیات شد و سرانجام و پس از خلقتِ تکاملیِ گونه‌هایی از آدم‌نمایان نظیر نئاندرتال‌ها، شکل تازه‌ای خارج از این مسیر به‌نام انسان خردمند پا به عرصهٔ هستی گذاشت؛ گونه‌ای که از نسل آدم (علیه‌السلام) هستند. 

با خلقت آدم بود که ذکرِ انسان در عالم بالا و در بارگاه قدس، در جمع فرشتگانی که در محضر الهی بودند، به میان آمد. تنِ آدمی که در حکم لباس او برای تردّد در کرهٔ زمین است، از عناصرِ خودِ کرهٔ زمین و این عالم فیزیکی ساخته شد، اما روحِ او را خودِ خدا از روحِ خویش در او دمید. 

آدمی اگر به یاد بیاورد که از نسلِ میمون و شامپانزه و گوریل و نئاندرتال و… نیست (هرچند شباهت ژنتیکی زیادی با آنها دارد)، تازه پای در راه انسان شدن گذاشته است. 

آن روح الهی، عطیه‌ای است که با تولد، به آدمی داده نشده است! چون وجود آن روح، بشرِ خاکی را تبدیل به اشرف مخلوقات می‌کند؛ و در میان ابنای فعلی بشر چند نفر اشرف مخلوقات می‌توان یافت؟!

آن روح، به‌شکل دانه‌ای الهی در وجودِ خاکیِ آدمی کاشته شده و از بدو تولد با اوست. اگر کسی در راه فطرت الهی خویش و سپردن خود به دست باغبان‌های الهی (که همان انسان‌های کامل، خلیفه‌های خدا و اشرف مخلوقات هستند) این دانهٔ الهی را شکوفا کند، او نیز در حد کمال خود، انسان کامل خواهد شد و صورت او، به صورت رحمانی تحول خواهد یافت. اینگونه است که معنای حدیثِ «همانا خداوند آدم را بر صورت رحمان آفرید»۲ در او محقق می‌شود. 

نشانهٔ این تحول، نوری است که چون هاله‌ای از وجه او منتشر می‌شود و برای همه قابل دیدن نیست؛ هرچند افراد مستعد، ارتعاش لطیف آن نور را حس می‌کنند و برای همین، گزارش‌هایی آمده از کسانی که صرفاً با دیدنِ پیامبر (ص) یا امامان (علیهم‌السلام)، یعنی حضور در محضر آنان، ایمان می‌آوردند. و رمزِ اینکه در بسیاری از نقاشی‌ها و تصویرگری‌ها از اولیای الهی، صورت آنها را با هاله‌ای نورانی در اطراف یا پنهان در نور ترسیم می‌کنند، همین است. 

فرصتی اندک مانده تا ما آدمیان، از بشر تبدیل به انسان شویم: انسانِ کاملِ رحمانی. همه‌گونه ابزار برای این تحوّل (از کرم بودن به پروانه شدن) را هم خداوند در اختیار ما قرار داده است.۳ باید قدردانِ این عطایا بود و فرصت را، تا هست، غنیمت دانست. 

▫️علی‌اکبر قزوینی


  1. انسان: ۱ ↩︎
  2. إنَّ اللَّهَ خلقَ آدمَ على صورةِ الرَّحمنِ. (نقل از الدرر السنية) ↩︎
  3. وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ…/ و از هر چه از او خواستيد به شما عطا كرد. (ابراهیم: ٣۴) ↩︎