و آمد از ره آن عید گرامی
همان عیدی که آن را فطر نامی
همان عیدِ شروعِ فصلِ لادن
همان عیدِ پر از عطرِ خوشِ زن
و آمد از ره آن عید گرامی
همان عیدی که آن را فطر نامی
همان عیدِ شروعِ فصلِ لادن
همان عیدِ پر از عطرِ خوشِ زن
عید فطر آمده از راه هماکنون ای جان
عید زیبای پر از آینه، عیدِ رمضان
آینه داده که بینید هماکنون خود را
تا ببینید چه گشتید پس از این باران
وقت سحر است لادن
سحر
سحر
سحر…
و از نمازهای واجب، لادن
که مختص زائرانِ عاشق است
نمازی است اسراری
نامش نمازِ دیدار.
لادن
گاهی از تلاش عالِمانی
ــ از هر حیطه ــ
که با تمام توان میکوشند
ثابت کنند که
خدایی نیست
و معنایی برای زندگی
در کار نیست
و همهچیز
فقط همین هیاهوی سرگیجهآورِ
دنیای ماده است
خندهام میگیرد.
در وقت سحر
لادن
باید به ستارههای آسمان
نگاه کرد.
لادن
ایرانِ امروزِ ما
ایرادْ بسیار دارد
و در نحوه برگزاریِ
آیینهای عزاداریِ
حضرت اباعبدالله الحسین (ع) هم
آسیبشناسیِ فراوانی
میتوان انجام داد.
لادن
کسانی که درد را
درک نمیکنند
برای من
قابلِ درک نیستند!