عید فطر آمده از راه هماکنون ای جان
عید زیبای پر از آینه، عیدِ رمضان
آینه داده که بینید هماکنون خود را
تا ببینید چه گشتید پس از این باران۱
تا ببینید که هستید هنوز آلوده؟
یا شدید از قِبَلِ ماهِ خدا چون انسان
آن که انسان شده در ماه خدا، او رَسته است
رسته از بندِ هوا و هوس و غیر از آن
آن که انسان شده و گشته چُنین وارسته
باشد او را که دَهندَش پر و بالِ ایمان
پر و بالی که بود نورْ درونِ سینه
فرِّ شایان که از آن گشته وجودش تابان
بالِ او هست سحر بال دگر هم لادن
با دو بالی که چنین است نماید طَیران۲
طیِّ این زندگیِ پَست و سپس آن پرواز
تا رها گردد از این ساحتِ همچون حیوان
رَهَد از این اُفقِ دون و رَوَد بر اَعلی۳
خوش و خرّم، به سماعی که بوَد چرخزنان
او که در ماهِ خدا گشته صِدا زآن عالَم
صیدِ او گشته و صیّاد بوَد خودْ جانان
و مگر میشود آن را که شده صیدِ یار
ندهندش پرِ پرواز سوی آن بُستان؟
وقتِ پرواز چو آید به هوای دیدار
خود ببینی که سبُک گردی و خرّم، شادان
دست در دستِ دو یاری که تو را همجانند
سوی آن یار روی تا بِرَهی زین زندان
«موتِ نفْس»ات۴ چو شود حاصل و گردی لادن
روح با نفْس یکی گردد و گردی خندان
میشود نفْس کُنون مطمئن و جاویدان
میشود جمله از این عالمِ دون روگردان
پیش از بود پُر از خواهش و آز و کینه
و از اینسوی به آنسوی همه سرگردان
چون که آمد ز خداوند پیامِ «إرجع»۵
شد از آن نغمهٔ چون لُطف، سراسر حیران
یک بُد و گشت سه و باز یک است آن گوهر
دَر صدف بود و شکست آن صدف و رَست از آن
صد و سی یک که بوَد رازِ حسابِ یاسین۶
رازِ دل بود که گشته است عیان و گویان
عید فطر است، چه عیدی است، عجب عیدی هست
عیدِ دیدارِ خدا دست به دست یاران!
▫️علیاکبر قزوینی
عید سعید فطر
یکم شوال ١۴۴۶
یازدهم فروردین ١۴۰۴
تهران
- این شعر را هم ببییند. ↩︎
- پرواز. ↩︎
- اشاره به آیهٔ ۷ سورهٔ نجم: وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى/ و او در افق اعلى بود. ↩︎
- اشاره به حدیث نبوی: مُوتُوا قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا./ بمیرید پیش از آنکه بمیرید. ↩︎
- اشاره به آیهٔ ۲۸ سورهٔ فجر: ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً/ خشنود و خداپسند بهسوى پروردگارت بازگرد! ↩︎
- «یاسین» در حساب ابجد، معادل ۱۳۱ است. ↩︎