شب بیست و سه آمد از مَهِ یار
شبی که مینگردد هیچ تکرار
شبِ وصل و شبِ پایان هجران
شبی که میرسد این جان به جانان
شب توفیقهای آسمانی
شب نوشیدن از بادهیْ نهانی
شبی که ساقیِ سیمینبرِ ناز
کند عشوهگری را از نو آغاز
شب دیدارِ رویِ لادنِ جان
شبی که در سحر آید سحر جان
شب عطرِ خوشِ یاسِ بهاری
شب آرامِ دل، با بیقراری
شبِ تابوتب و دلهای مشتاق
شبی که دست در دستند عُشّاق
شب آن نغمههای عاشقانه
شب آیاتِ خوشتر از ترانه
شب «یاسین»، شب «إقرأ»، شب وحی
شبی که میدهندت اجرِ آن سعی
تلاشی که تو کردی در رهِ نور
بوَد نزد خداوندِ تو مأجور۱
شبِ پایانِ رنجِ اینجهانی
شبی که «زادنِ دوم» بخوانی
شبِ پیوستنِ مُرده به آن حیّ
شبی که میرود هر غصهٔ دَی
نه دیروز و نه فردایی بمانَد
در این شب یارْ سوی خویش خوانَد
تو را خوانَد خدا با اسم اعظم
ببینی که نبودی اندکی کم
نهد بر فرقِ سر آن تاجِ شاهی
بگوید نک تو هم گشتی الهی
بدون ادعا، بیحرفِ باطل
تو هم گشتی عزیزم نفْسِ واصل
تو بودی مطمئن بر وعدهٔ من
ببین اینک که گشتی عینِ لادن
نبوده بین تو با وی جدایی
شما بودید آن زوجِ خدایی
نه ازواجِ زمینی، زوجِ جنّت
چنین روشن شود چشمت به وحدت
کنون گر در سحر لادن ببینی
بهحقِّ حق که جز یارت نبینی
هر آنکس کاو شود آن یارِ جانی
بوَد لادن، بدانی یا ندانی
که لادن جذب خواهد کرد لادن
همان لادن که آمد در تنِ زن
که من در این جهانِ پُر ز آشوب
نهم دستان تو در دستِ محبوب
که او آرامِ جان و جانِ جان است
کمالم در جمالِ او عیان است
قرارِ دل بوَد، آسایشِ روح
همو که در کنارت هست چون کوه
از آن بهتر چه باشد نورِ دیده
که چشمانت هنوز آن را ندیده؟
تو که اینک عزیزِ جانِ مایی
دهم دستت به دستانِ خدایی
یدالله در زمین نک دستِ مَهدی است
ولیِ اعظمِ حق غیرِ او کیست؟
تویی گر تابعِ مَهدیِ زهرا
ببینی آخر آن روی چو مَه را
همو که خود بوَد شمس و هم اختر
مَه و خورشید در او گشته مُضمَر۲
بهحقِّ این شبِ قدرِ پُر از قدر
خداوندا! نشان آن نور بر صدر
خداوندا! وجودم را کُن الماس
درخشان و معطر چون گل یاس
دلم را کن ــ خداوندا! ــ چو باران
ببارانم به گلهای بهاران
ببارانم به جنگل، کوه، انسان
به هر تشنه که مانده در بیابان
خدایا! سینهای ده پُر ز انوار
درونِ سینه عشقِ خالصِ یار
خداوندا! بکُن نازل به این دل
کتابی را که بَرخوانده مُزَمّل۳
«قُمِ اللّیل»ایم۴ و مشتاقانِ دیدار
خداوندا! به ما بِنْما رخِ یار…
▫️علیاکبر قزوینی
سحرگاه بیست و سوم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶
چهارم فروردین ۱۴۰۴
تهران
- اشاره به دو آیه از قرآن کریم: إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا/ اين [پاداش] براى شماست و كوشش شما مقبول افتاده است. (انسان: ۲۲)؛ وَمَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا/ و هر كس خواهان آخرت است و نهايت كوشش را براى آن بكند و مؤمن باشد، آنانند كه تلاش آنها مورد حقشناسى واقع خواهد شد. (إسراء: ۱۹) ↩︎
- پوشیده و پنهان، مستتر. ↩︎
- اشاره به آیهٔ نخست سورهٔ مزّمّل: يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ/ ای جامه بهخویشتن فروپیچیده! در مصرع فوق، مزّمّل بهضرورتِ شعری مزمّل خوانده میشود (تشدید فقط روی میم). ↩︎
- اشاره به آیهٔ ۲ سورهٔ مزّمّل: قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا/ به پا خيز شب را مگر اندكى. ↩︎