الهی سینهای ده آتشافروز
در آن سینه دلی، وآن دل همه سوز
هر آن دل را که سوزی نیست، دل نیست
دلِ افسرده غیر از آب و گل نیست
دلم پُرشعله گردان، سینه پُردود
زبانم کن به گفتن آتشآلود
ــــ وحشی بافقی، منظومهٔ فرهاد و شیرین
در یادداشتی دیگر، از این گفتیم که شب قدر چه ماهیت و کیفیتی دارد؛ هرچند کسی جز انسان کامل به درک حقیقتِ این شب نمیتواند رسید. بااینحال، «آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم بهقدر تشنگی باید چشید.»۱ در یادداشت حاضر قصد داریم با همین رویکرد، تلاش کنیم تا انشاءالله دریابیم از میان همهٔ دعاهایی که در این شبِ پُرقدر میتوان به درگاه الهی داشت، بهترینِ آنها چه دعایی است.
شبِ الرّوح
در آیهٔ ۸۵ سورهٔ اسراء میخوانیم: «وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی…»، یعنی که «از تو (ای پیامبر) دربارهٔ الرّوح میپرسند، بگو الرّوح از امرِ ربّ من است!»
عموماً در این آیه الرّوح را همان روحی تصور میکنند که هر یک از موجودات دارند (و ما انسانها نیز سطح متعالیتری از آن را داریم). یعنی همان روحی که پس از مرگ، از کالبد زمینی جدا میشود. همان روحی که زنده است و تا زمانی که آن روح در هر موجودی هست، آن موجود هم زنده است.
اما در آیهٔ یادشده روح با الفلامِ معرفه آمده (الـ + روح)، یعنی آن روح یک روحِ مشخص و شناختهشده است. در واقع هر روحی نیست، بلکه چیزی است با هویّتِ مشخص و معیّن که اسمش الرّوح است.
این الرّوح که از عالمِ امر (مِنْ أَمْرِ)۲ پروردگار است، وارد عالمِ خلق میشود۳ و کارهای عجیبی میکند. مثلاً قرآن را بر قلب پیامبر نازل میکند (نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ۴). الرّوح در اینجا با صفت الأمین آمده که هم معنای امانتداری (آوردن امانت الهی) میدهد و هم معنای امنیت؛ و این هر دو از جنس ایمان است. گویی این الرّوح، همزمان که امانت الهی را به گیرندهاش میدهد، او را از ایمانی برخوردار میسازد که دلش را قرص میکند.
این الرّوح را خداوند به هر کس از بندگانش که بخواهد، میافکند (…یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَی مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ…۵). فعلِ «یُلقی» که در ابتدای آیه آمده، با ملاقات همریشه است و چنین القا کردنی، در واقع یک ملاقات روحانی یا چیزی از جنس دیدار است.
شبِ انسان کامل
اما در آیاتی که در قرآن کریم از الرّوح سخن بهمیان آمده، همهجا اشاره به «یک امر» (مِنْ أَمْر) است جز یک آیه که در آنجا «از همهٔ امرها» (مِنْ کُلِّ أَمْر) صحبت شده است. و آن آیه، در سورهٔ قدر است: «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ»۶. یعنی الرّوح در شب قدر، این بار همراه با فرشتگان، از همهٔ امرها (گویی از تمام جهات و با تمامیِ اوامر) به سمتِ زمین نازل میشوند. اما کجا نازل میشوند؟ طبیعتاً آن که این نزول بر او رُخ میدهد، یکی از عباد (بندگان خدا) است. اما کدام عبد؟ آیا کسی جز عبدِ کامل مرکز نزول این هجمهٔ باشکوهِ آسمانی است؟
آری، گویی گیرندهای ناشناس (که ذکری از او در آیه نیست) در مرکز یک کُره حضور دارد و از تمام سمتهای این کُره، الرّوح بههمراه فرشتگان بر او نازل میشوند. یعنی یک نزولِ فراگیر! پس همانطور که گفته شد، این گیرنده هر گیرندهای نمیتواند باشد؛ چون هر کسی ظرفیت چنین نزول همهسویه، همهجانبه و فراگیری را ندارد. این گیرندهٔ دارای ظرفیتِ کامل، این عبدِ کامل، کسی جز انسانِ کامل نمیتواند باشد.
شبِ دعا برای شناخت (معرفت یافتن به) امام زمان
در روایات داریم که «هرکس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است.»۷ اگر ظاهرِ این روایات را بگیریم و بهسبک برخی سخنرانان مذهبی بگوییم که کارنامهٔ اعمالِ همهٔ عالَم در شب قدر از زیر نظر امام زمان میگذرد، بیش از هر چیز این تصویر به ذهن میآید که انگار ــ نعوذبالله ــ ایشان مثل یک مدیر دولتی با پیراهن بییقه و ریش آنکادر، پشت یک میز نشسته و فرشتگانْ کارتابلهای بندگان را نزد ایشان میبرند که بخوانند و پاراف کنند!
این قبیل صحبتها برای انسان امروز قابل پذیرش نیست. اما انسان کامل که همان ولیالله اعظم (ولی اعظم الهی) است ــ و ولایت او نه اعتباری و اسمی بلکه حقیقی است ــ ویژگیهایی دارد که ما انسانهای ناکاملِ ذهنی قدرت درک آنها را نداریم. و از جملهٔ این ویژگیها، محاسبهٔ همهچیز در وجود اوست که آیهٔ ۱۲ سوره یس صریحاً به این موضوع اشاره دارد.۸
با همهٔ این مقدمات، میشود گفت انسان به شناختِ حقیقتِ شبِ قدر نمیرسد مگر اینکه در راهِ شناختِ انسانِ کاملِ زمانهٔ خود بکوشد؛ و دعا برای شناختِ او، شاید بهترین دعایی باشد که در شبهای قدر میتوان به درگاه الهی داشت.
شبِ قدر و شبِ انسانِ کامل
شبی که وصل شاید گشت حاصل
وصالِ دل به قلبِ آفرینش
بوَد آیا بهْ از این پس نیایش؟۹
▫️علیاکبر قزوینی
بیستم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶
یکم فروردین ۱۴۰۴
تهران
- مولانا، مثنوی معنوی. ↩︎
- اسراء: ۸۵ ↩︎
- …لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ… (اعراف: ۵۴) ↩︎
- شعراء: ۱۹۳ ↩︎
- غافر: ۱۵ ↩︎
- قدر: ۴ ↩︎
- حدیث «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ فَقَدْ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة» حدیثی از پیامبر اسلام (ص) است که طبق آن، هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی مرده است. این حدیث با الفاظ مختلف در منابع شیعه و اهلسنت نقل شده است و آن را مورداتفاق شیعه و سنی میدانند. (نقل از ویکیشیعه) ↩︎
- …وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ/ و هرچیزی را در امام مُبین شمارش کردهایم! ↩︎
- ابیات از نگارنده است. ↩︎