تو لیلة‌القبری، برو! تا لیلة‌القدری شوی…
ــــ مولانا، دیوان شمس

باید از شب گفت و از کیفیتِ لیلی… آری، لیلی؛ یار آسمانی. شب فرا رسیده. قدر آمده. سحر است و ماهِ رمضان می‌بارد. آری، خودِ ماه رمضان است که چون باران می‌بارد… زیر باران باید رفت…۱ پس بیا، بیا سالکِ صادق، بیا تا در این شبِ نورانی، از قدرِ این شب بگوییم…

شبِ تقدیرات

شبی هست که راه صدساله را طی همان یک شب می‌توان طی کرد. از این روست که این یک شب، از هزار ماه (که حدود ۸۴ سال و عمر متوسط‌به‌بالای یک انسان است) برتر عنوان شده است.۲ و این فقط تعبیر ظاهریِ این حقیقت است. اما درک انسان کجا به حقیقت شب قدر می‌رسد؟۳

تمام نشانه‌ها گواهی می‌دهند که این شب، در ماه مبارک رمضان واقع شده است. و این شب، با شبِ عادی (لیل) فرق دارد؛ چون از آن با عنوان «لیلة» یاد شده است. این شب، یک شب خاص و مشخص است؛ مؤنث است و پذیرا، آمادهٔ دریافت انزال‌هایی از عالم بالا، و آبستنِ رویدادهایی بس شگرف!

این شب با اینکه شب عنوان شده، اما به‌دلایل منطقی و عملی (از جمله اختلاف شروع ماه رمضان در سرزمین‌های مختلف، و اینکه در کرهٔ زمین، شب در حال گردش است و زمانی نیست که همه‌جای زمین با هم در شب باشند)، معادل یک شب زمینی نیست.

در واقع حقیقتِ شب قدر چیزی است که به‌شواهد و قرائن می‌توان گفت معادل چند شبانه‌روز زمینی است و این چند شبانه‌روز، به‌احتمال قوی از حوالی ۱۸ رمضان شروع می‌شود و تا حوالی ۲۸ رمضان ادامه دارد.

در این شب (کیفیتِ شبانه، یا کیفیتِ لیلی)، کانالی از عالم بالا باز می‌شود که واجد خیرات و برکات فراوان برای اهل زمین است. این کانال، از طریق انسان کامل (خلیفهٔ به‌حقِ حق، ولی‌الله اعظم، بلندمرتبه‌ترین ولیّ خدا روی زمین) باز می‌شود و مقدّرات (اندازهٔ هر چیز برای سال پیش رو) و تغییرات (محو تقدیراتی از کتاب سرنوشت و ثبوت تقدیراتی دیگر) از طریق او به انجام می‌رسد.

در تمام مدت این شب ــ یعنی از لحظهٔ شروع تا زمان طلوع فجر، که به‌معنای پایان یافتن تدبیر این مقدّرات آسمانی برای اهل زمین است ــ یک جور امنیّتِ معنویِ شگرف برقرار است و نیروهای تاریکی از دخالت در امورات این شب منع شده‌اند. برای همین است که در تمام مدت این شب، اسم سلام حضور دارد و امنیت تام این شب را فراهم می‌کند.۴

اهل زمین فارغ از اینکه در این شب خواب باشند یا بیدار، نسبت به وجود آن آگاه باشند یا خیر، ولی را بشناسند یا خیر و اصلاً به حضور وی باور داشته باشند یا خیر، مقدراتشان در این شب تعیین می‌شود. اما آن که بیدار است و آگاه و هُشیار، امید می‌رود که با دعا و تضرّع و توسّل بتواند در تغییرِ این تقدیر به سمت خیر، مشارکت کند.

شبِ اسرار

شبِ قدر، شبِ اسرار است نه شبِ اصرار. البته ایرادی ندارد که انسان خواسته‌هایش را در این کیفیتِ متعالی در نظر داشته باشد و آنها را بیان و برای تحققِ آنها دعا کند؛ اما فرو کاستن شب قدر به اینکه ما فهرستی از خواسته‌های محدودِ برآمده از ذهن محدوداندیش داشته باشیم و آنها را از خدای این شب بخواهیم، هم جفا در حق خود است و هم این شب مبارک (=پُربرکت).

این شب، یک کیفیت اسراری است که آیات کوتاه سورهٔ قدر تماماً اشاره به این کیفیت دارند. در این شبِ اسراری، برای برخوردار شدن از اسرار باید دست از اصرار برداشت.

اصرار کیفیتی است که برخاسته از ترس است. ما وقتی می‌ترسیم چیزی را به ما ندهند و وقتی در تحقق خواسته‌ای تردید داریم، چنگ به اصرار می‌زنیم. در اصرار، یک جور کیفیت تنگی و فشار درونی وجود دارد نه آرامش و گشادگی.

اسرار را در سینهٔ تنگ و بسته و منقبض نمی‌توان ریخت. اسرار چیزی است که از مرتبه‌ای بالاتر نازل می‌شود و جریان می‌یابد. پس برای دریافت آن، باید در کیفیت آرامش، مراقبه و مشاهده بود.

حکایتی هست که فردی برای آموختن ذن، نزد استاد رفت. استاد فنجانی آورد و با قوری مشغول ریختن چای در آن شد. آن فرد مُدام حرف می‌زد و استاد همچنان چای می‌ریخت. چای ریختن آنقدر ادامه یافت که فنجان سرریز شد. اینجا بود که آن فرد زبان به اعتراض گشود. استاد لبخندی زد و پاسخ داد: «برای آموختن ذن، باید با فنجانی خالی نزد من بیایی!»

شب قدر سرشار از اسراری است که برای ریخته شدن آنها در ظرف وجود، باید فنجانی خالی به همراه داشت. چه بهتر که فنجان ذهن و وجود ما خالی از تمنّاهای دراز و منیّت‌ها باشد. بگذاریم او انتخاب کند که در این ظرف چه بریزد؛ نه اینکه ما اصرار کنیم آنچه ما می‌خواهیم در آن ظرف ریخته شود.

دعای حقیقی چنین کیفیت متعالی‌ای دارد. در دعا حتی اگر خواسته‌ای مطرح می‌شود، اصراری بر اجابت آن نیست؛ و نظری به دعاهای رسیده از بزرگان، چنین چیزی را به‌خوبی نشان می‌دهد (از جمله دعای افتتاح که سفارش شده در شب‌های ماه رمضان خوانده شود، یا دعای جوشن کبیر که ستایش خداوند از طریق ذکر نام‌های بی‌شمار اوست).

و اینکه شب زمینی برای زنده نگه داشتن (احیای) کیفیتِ شب قدر بیشتر توصیه شده است، احتمالاً از این روست که در شب مشغله‌ها کمتر و امکان تمرکز بر خود و حضور در لحظه بیشتر است. اصولاً شب از دیرباز حالتی اسرارآمیز داشته است و در سکوتِ اسرارآمیز شب، بیشتر می‌توان متوجه جریان یافتنِ اسرار شد. باشد که با گشادگیِ درون، در معرض اسرارِ این شب قرار بگیریم و برای تجربهٔ این کیفیت، برای هم دعا کنیم.

شبِ حضور

شبِ قدر، شبِ حضور است برای درکِ یک ظهور. شب و تاریکی متضاد نور و روشنایی است؛ و برای شناختِ نور، گاهی لازم است که ضد آن تجربه شود تا هم تمنّا برای شناخت نور در قلب طالبانِ نور حاصل شود و هم تمنّا برای ظهور آن. و شب قدر، در معنایی دیگر که ناقض معنای اول (ذکرشده در بخش «شب تقدیرات» در ابتدای این یادداشت) نیست، به معنای شبِ غیبتِ ولیِّ کاملِ حق است.

ولی واسطِ ارتباطِ آسمان و زمین است و مجرای تحقق ارادهٔ حق.۵ هرچند خداوند برای اعمال ارادهٔ خود محدودیت ندارد، اما هر کسی و هر چیزی ظرفیت آن مرتبه از تجلّی را ندارد. برای همین است که تا زمین بوده و هست، ولیّ کامل حضور داشته و دارد. ولیّ کامل (ولی‌الله اعظم) هم‌اکنون نیز بر روی زمین حاضرْ اما از دیدگان غایب است؛ به این معنا که برای همگان ــ جز اندکی، که آنها هم فقط با اذنِ ولی اجازهٔ شرفیابی به حضور او را دارند ــ ناشناس است.

آن کسانی که ولیّ کامل زمانه ــ امام علی (ع) ــ را در چنین ایامی به شهادت رساندند، چه‌بسا از این موضوع آگاه بودند و می‌خواستند با حذف ولیّ، ارتباط زمین را با آسمان قطع کنند تا راحت‌تر به مقاصد ظالمانهٔ خودشان برسند. غافل از اینکه شبِ قدر تحت حفاظت سلام است و سلام نام خداست. پس هرآنچه تحت حفاظتِ این امنیّت معنوی رُخ دهد خیر است؛ و نیروهای تاریکی که حق دخالت در مقدرات این شب را ندارند، با به شهادت رساندن ولیِّ زمانه در آن زمانِ مقدس، تیشه به ریشهٔ خود زدند و در عین حال امامِ زمانِ خویش را به رستگاری رساندند.۶ آری، دستان خداوند هرگز بسته نبوده و نیست۷ و برنامه‌های او را کسی نمی‌داند؛ و جاهلانْ آگاه نیستند که این ولایت (که لازمه‌اش داشتنِ خلافت و حکومتِ ظاهری نیست) به‌هیچ‌عنوان قطع‌شدنی نیست!

ماهْ آنگاه که به شب چهاردهم برسد، کامل می‌شود. و ولیِّ زمانهٔ ما، چهاردهمین نور از انوار محمدی است که البته با همهٔ آنها در یک رُتبه و مرتبه است. او مأمور است که جهان را از ظلم و تاریکی نفسانیّت‌های بشری برهاند و حکومتِ آسمانی را بر روی زمین برقرار کند.

اما ظهورِ ولی‌عصر و برپایی حکومت عدل جهانی، نیازمند آن است که فهم و درک مردمان بالا برود آنقدر که دریابند جز با ظهور ولیّ، اوضاع زمین (هرقدر هم در جهتِ اصلاح آن تلاش شود) درست نخواهد شد. و این، عینِ امید است در دل این شبِ طولانیِ پُرقدر و سرشار از برکت، و نیز معنای درست انتظار.

برپایی حکومت آسمانی بر زمین البته بی‌سابقه نیست. آنگاه که یوسف (ع) تعبیر رؤیایش را در عالم واقع مشاهده کرد۸، نیز آن زمان که یونس (ع) از دل آن تاریکی عجیب رهایی یافت و به نزد قوم خود در نینوا برگشت، این حکومت برقرار شد اما برای مدت کوتاهی و در جای محدودی.

حکومت آسمانیِ آخرالزمان اما جهانی است؛ و باورمندانِ آیین‌های مختلف به ظهور مُنجی باور دارند هرچند ممکن است او را به نام‌های مختلف بشناسند. و این وعدهٔ آسمان است که زمین را صالحان به ارث خواهند برد نه ستمگران!۹ صالحان آنهایی‌اند که در پی صلح و نیکی هستند، آگاهانه و عامدانه ستم نمی‌کنند، حق را در حالی که می‌شناسند تحریف نمی‌کنند و در برابر باورمندانی که باوری متفاوت با آنها دارند، برخوردی نرم و دور از تعصّب و لجاجت دارند. پس این صالحان حتی ممکن است در حال حاضر، خداناباور باشند!

چهاردهمین نور، که چون ظهور کند ماه کامل می‌شود و خورشید طلوع می‌کند، از تبار یاسین۱۰ است و با اِل‌یاسین قرابتی تنگاتنگ دارد؛ گویی این دو، تجلیِ یک نور واحد هستند در دو صورتِ مختلف.۱۱ و آنگاه که شب قدر به صبح ظهور منتهی شود، جهان از عطر یاس سرشار خواهد شد!

▫️علی‌اکبر قزوینی
سحرگاه نوزدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶
سی‌ام اسفند ۱۴۰۳
تهران


  1. سطری از شعر «صدای پای آب»، سرودهٔ سهراب سپهری، از هشت کتاب. ↩︎
  2. لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (قدر:۳) ↩︎
  3. وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ (قدر: ۲) ↩︎
  4. سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (قدر: ۵) ↩︎
  5. …وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى …/ و آنگاه که تو تیر انداختی، تو تیر نینداختی، بلکه خدا تیر انداخت! (انفال: ۱۷) ↩︎
  6. «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَة» سخنی است از امام علی (ع) به‌معنای «به پروردگار کعبه سوگند، رستگار شدم.‏» امام این سخن را پس از ضربت خوردن در سحرگاه نوزدهم رمضان سال چهارم هجری قمری بر زبان آورد. به‌گفتهٔ شهید مرتضی مطهری، حافظ در شعر زیر به سخنان امام علی (ع) در هنگام ضربت خوردن و پس از آن اشاره کرده است:
    دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
    واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
    چه مبارک‌سحری بود و چه فرخنده‌شبی
    آن شب قدر که این تازه‌براتم دادند
    (نقل از ویکی‌شیعه) ↩︎
  7. وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ…/ و يهود گفتند دست ‏خدا بسته است؛ دست‌هاى خودشان بسته باد و به‌[سزاى] آنچه گفتند از رحمت‏ خدا دور شوند. بلكه هر دو دست او گشاده است. (مائده: ۶۴) ↩︎
  8. ماه و خورشید و یازده ستاره (جمعاً ۱۳) که بر او (۱) سجده کردند و این تعداد در کنار هم ۱۴ را تشکیل داد. ↩︎
  9. وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ/ و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايستهٔ ما به ارث خواهند برد. (انبیاء: ۱۰۵) ↩︎
  10. یس/ یاسین. (یس:۱). یس همچنین از نام‌های پیامبر (ص) است. این مطلب را هم ببینید: یاسین از عطر خوشِ یاسمن می‌گوید… ↩︎
  11. سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ/ سلام بر اِل‌یاسین. (صافّات: ۱۳۰). سَلامٌ عَلَى آلِ یس/ سلام بر آل‌یاسین. (فراز نخست از زیارت آل‌یاسین) ↩︎